سه خودسوزی در یک هفته، مبادا مجلس تحقیق و تفحص کند!

جناب لاریجانی نمی دانم این خبر سومین ” انسان” ایرانی که ظاهرا به فکر آبروی کشور نبود و هوس رقص با آتش به سرش زد درست است یا اینکه باز سایت محسن رضایی خبرسازی کرد و اصلا هاله نوری درکار نبود. اساسا خوب هم که به عکس‌های این خودسوزی ها نگاه کنی ظاهرا دارند می‌خندند. پس یا خیلی سخت نیست استخوان و گوشتی که تا دیروز توسط عزیزی لمس می شد را به همین آسانی به آتش سپردن یا اساسا خبر این آتش هم درست مثل همان خبر هاله نور رییس جمهور ساختگی و برای تخریب است

اگر در پس این خودسوزی‌های مکرر به زودی ردی از دشمن پیدا نشد تا نشان دهد که بدخواهان، مردان معصوم میهن را وادار کردند که با به آتش کشیدن خود، براندازی و نرم و گرم را در ایران مدیریت کنند٬ بی‌شک باید اینها را از حلقه همان معتادانی دانست که به قول آقای رییس مجلس بویی از جبهه و جنگ نبرده‌اند.

هفته گذشته دوستانی به لحن تندم در اعتراض به علی لاریجانی منتقد بودند و ادبیاتم را شماتت کردند. گفتم اینبار با لطافت بگویم : حضرات ! آسوده خیال، در تب و تاب انتخابات و انتصابات و باقی قضایا باشید، همه اهالی پایتخت هم اگر به سرشان زد که خودکشی دسته جمعی نهنگ‌ها را مشق کنند و جمعی با هم و یکجا ، نه یکی در مقابل مجلس و دیگری در مقابل بنیاد شهید و آن یکی در مقابل دانشگاه تهران٬ بلکه دسته جمعی خودسوزی کنند، خاطر پریشان نسازید . بی‌گمان تهران هنوز سرد و به آتش بیشتری نیاز است. یا شاید هم این ملت بی‌درد زده به سرشان و درست در سی سالگی انقلاب با آبروی انقلاب بازی شان گرفته، شما به دل نگیرید. اصلا مبادا یک وقت بیهوده بزند به سر این مجلسی ها که کمیته تحقیق و تفحص راه بیندازند. هیچ لازم نیست واضح است که ملت خوشی زده زیر دل شان و در یک هفته اتفاقی تصمیم‌گرفته‌اند بوی این خوشی را با همه مردم این شهر قسمت کنند. خدای ناکرده از زیر زبان رسانه‌های اصلاح‌طلب هم احیانا برای همدردی با این دیوانه‌های معتاد چیزی در نرود که بوی تخریب و تضعیف نظام به مشام برسد. همان بهتر که تیتر تخست روزنامه‌ها خبر داغ انتخابات باشد . اگر نه هم که شهلا هنوز خبرش خریدار دارد و انتشارش هم نه آبرویی از نظام می‌برد و نه احتمال ردصلاحیت کسانی که خبرش را کار کنند وجود دارد.

مودبانه و فروتنانه، خدمت خودم و آنانی که فصل جدید خودسوزی هموطنان عزیز،برایشان عادی می شود عرض می‌کنم که این تن‌های سوخته سزاوار آتش‌اند ولی کاش برای اینکه در جشن آنان که کشف کرده‌اند اضافه‌اند باید آتش بگیرند، شریک می‌شدیم و تصویر هیبت بی‌درد یکی از این مردان سوخته در مقابل مجلس، بنیاد شهید یا دانشگاه تهران را عکس نخست حداقل یک روزنامه می‌کردیم تا ملتی دلش شاد شود و با رقص شعله‌های این آتش مستانه بخندد. بلند و پرصدا تا اگر خانواده این مردان سوخته زنده‌اند و ناظر، خوب بشنوند و خیالشان راحت باشد که ما برای جنازه‌های سوخته مردان خسته‌ شهرمان تره هم خورد نمی‌کنیم تا چه رسد به تحقیق و تفحص.

منبع