سال 2009 احتمالا سال گسترش قابليت های هستهاي ايران خواهد بود؛ ايران به سرعت به سوي تحکيم دستاوردهايش در به دست آوردن مهارت در روند غنيسازي اورانيوم پيش رفته و اکنون در فاصله اندکي تا رسيدن به قابليت توليد سلاح هستهاي است.
مؤسسه علم و امنيت بينالمللي که در زمينه رصد تحولات علمي بر پايه تأثيرگذاري امنيتي بر جهان فعاليت ميکند، در گزارش ژانويه 2009 خود، به بررسي وضعيت هستهاي ايران پرداخت.
در اين گزارش آمده است: هنگامي که تلقي شود، ايران نزديک به دستيابي به سلاح اتمي است، منطقه احتمالا با پيامدهاي امنيتي روبهرو ميشود؛ يعني ممکن است، کشورهاي عربي، خود دنبال قابليتهاي تسليحات اتمي بروند يا در همراهي جداگانه با ايران به منافع آمريکا زيان برسانند. براي همين، نيازي به يادآوري نيست که چنين قابليتي، تهديد براي امنيت اسرائيل خواهد بود و تنشها را وخيمتر خواهد کرد.
با بررسي سوابق اتمي مربوط به آفريقاي جنوبي و پاکستان و الگوبرداري از آنها درباره ايران، ميتوان گفت در بهترين حالت و همانند مورد آفريقاي جنوبي، هدف ايران، از این برنامه دست یابی به انرژي هستهاي است، اما با درجه صفر غنيسازي و فعاليتهاي بازفرآوري در خاک ايران ،اما سابقه هستهاي پاکستان، نشانگر مخاطرات يک نتيجه کمتر مطلوب است که این شرایط هم می تواند در مورد ایران تکرار شود.
در ادامه اين گزارش آمده است: دولت باراک اوباما، نبايد اجازه دهد گذشتن ايران از آستانه اتمي، موجب تعيين جدول زماني روند ديپلماتيک ، يا به راه افتادن مباحثاتي درباره نياز پيروزي سريع بر ايران به خاطر موضوع غنيسازي شود، چرا که در غير اين صورت، با گزينههاي خطرناک صفر و يک روبهرو خواهيم شد و ممکن است ایران از ان پی تی خروج کرده و به وضعیتی مانند کره شمالی تبدیل شود اما با موقعیت بهتر که در این صورت پیروز نهایی ایران خواهد بود.
اين مؤسسه بينالمللي در ادامه، 9 پيشنهاد با نام «نقشه راه» براي رويارويي با برنامه هستهاي پيشنهاد داده است.
افزايش تحريمها به گونهاي که دور جديد تحريمهاي شوراي امنيت سازمان ملل، بخش نفت و گاز ايران را هدف گيرد و به ويژه واردات بنزين به ايران که اين کشور به آن وابسته است و سپس، متوقف کردن دسترسي ايران به کالاهاي داراي مصرف دوگانه براي غنيسازي اورانيوم و پروژههاي آب سنگين اراک نخستين پيشنهاد اين گزارش است.
در ادامه به اين موضوع که مذاکره با ايران بايد بدون پيششرط تعليق غنيسازي اورانيوم باشد اشاره ميکند. سپس توصيه ميشود که آمريکا بايد با بررسي دوباره مشوقهاي پيشنهادي به ايران ـ که ژوئن 2008 به اين کشور ارايه شد ـ گشادهدستتر برخورد کند.
اين مؤسسه امنيت بينالمللي، چهارمين گزينه را اينگونه بيان ميدارد: به عنوان بخشي از هر گفتوگو، هدف زودهنگام بايد پايبندي ايران به پروتکل الحاقي و روشن کردن مسائل باقيماندهاي باشد که در برخي اسناد نشان ميدهد، ايران تحقيقاتي درباره برنامه تسليحاتي هستهاي و ديگر ابعاد نظامي در برنامهاش داشته است.
گزارش يادشده ميافزايد: تعهد آمريکا به تلاش براي ايجاد روابط کامل ديپلماتيک، بايد به گونهاي سنجيده براي ايران مشخص شود که در اين راه، نخستين گام وزارت امور خارجه آمريکا، بايد فراهم آوردن امکان و تماس مستقيم ميان ديپلماتهاي آمريکا و ايران در تهران و بيرون از آن باشد.
استفاده از روسيه و چين به واسطه روابط گسترده سياسي و اقتصادي که با ايران دارند، به مثابه اهرم فشار در مواقع لازم، ششمين پيشنهادي است که اين مؤسسه ارايه ميکند، تلاش آمريكا براي ايجاد منطقه عاري از تسليحات هستهاي در خاورميانه و اينکه منطقه خاورميانه به سوي صنعت انرژي هستهاي نرود که ظرفيتهاي غنيسازي و بازفرآوري داشته باشد و احيانا پوششي غيرنظامي براي جاهطلبيهاي تسليحاتي اتمي باشد، گزينههاي هفتم و هشتم اين گزارش است.
و سرانجام، نهمين پيشنهاد اينکه بهکارگيري نيروي نظامي با هدف محو يا ايجاد تأخير چشمگير در جاهطلبيهاي هستهاي ايران تأثيري نخواهد داشت.
در پايان اين گزارش آمده است: دولت اوباما، هماکنون در موقعيت خوبي براي تلاشي موفق به منظور حل موضوع هستهاي ايران است، اما اگر ايران بر روند جاري پافشاري کند، ايالات متحده بايد تضمين نمايد که ايران منزويتر ميشود.
به اين ترتيب، به نظر ميرسد در غرب، موضوع پذيرش ايران هستهاي به عنوان دستور کار جدي مطرح شده است. هنگامي که غرب با اراده جدي ايران در دستيابي به فناوري هستهاي روبهرو شد و خود نيز از انجام کاري فراتر از تحريم عاجز ماند، بهترين راه براي گذر از بحران موجود را پذيرش ايران هستهاي با ادبيات و چهارچوبهاي عمل متفاوت، اما همراستا ميداند.
منبع
يک مؤسسه امنيتي بينالمللي: جلوي ايران را بگيريد، تا اعراب اتمي نشوند
سال 2009 احتمالا سال گسترش قابليت های هستهاي ايران خواهد بود؛ ايران به سرعت به سوي تحکيم دستاوردهايش در به دست آوردن مهارت در روند غنيسازي اورانيوم پيش رفته و اکنون در فاصله اندکي تا رسيدن به قابليت توليد سلاح هستهاي است.
مؤسسه علم و امنيت بينالمللي که در زمينه رصد تحولات علمي بر پايه تأثيرگذاري امنيتي بر جهان فعاليت ميکند، در گزارش ژانويه 2009 خود، به بررسي وضعيت هستهاي ايران پرداخت.
در اين گزارش آمده است: هنگامي که تلقي شود، ايران نزديک به دستيابي به سلاح اتمي است، منطقه احتمالا با پيامدهاي امنيتي روبهرو ميشود؛ يعني ممکن است، کشورهاي عربي، خود دنبال قابليتهاي تسليحات اتمي بروند يا در همراهي جداگانه با ايران به منافع آمريکا زيان برسانند. براي همين، نيازي به يادآوري نيست که چنين قابليتي، تهديد براي امنيت اسرائيل خواهد بود و تنشها را وخيمتر خواهد کرد.
با بررسي سوابق اتمي مربوط به آفريقاي جنوبي و پاکستان و الگوبرداري از آنها درباره ايران، ميتوان گفت در بهترين حالت و همانند مورد آفريقاي جنوبي، هدف ايران، از این برنامه دست یابی به انرژي هستهاي است، اما با درجه صفر غنيسازي و فعاليتهاي بازفرآوري در خاک ايران ،اما سابقه هستهاي پاکستان، نشانگر مخاطرات يک نتيجه کمتر مطلوب است که این شرایط هم می تواند در مورد ایران تکرار شود.
در ادامه اين گزارش آمده است: دولت باراک اوباما، نبايد اجازه دهد گذشتن ايران از آستانه اتمي، موجب تعيين جدول زماني روند ديپلماتيک ، يا به راه افتادن مباحثاتي درباره نياز پيروزي سريع بر ايران به خاطر موضوع غنيسازي شود، چرا که در غير اين صورت، با گزينههاي خطرناک صفر و يک روبهرو خواهيم شد و ممکن است ایران از ان پی تی خروج کرده و به وضعیتی مانند کره شمالی تبدیل شود اما با موقعیت بهتر که در این صورت پیروز نهایی ایران خواهد بود.
اين مؤسسه بينالمللي در ادامه، 9 پيشنهاد با نام «نقشه راه» براي رويارويي با برنامه هستهاي پيشنهاد داده است.
افزايش تحريمها به گونهاي که دور جديد تحريمهاي شوراي امنيت سازمان ملل، بخش نفت و گاز ايران را هدف گيرد و به ويژه واردات بنزين به ايران که اين کشور به آن وابسته است و سپس، متوقف کردن دسترسي ايران به کالاهاي داراي مصرف دوگانه براي غنيسازي اورانيوم و پروژههاي آب سنگين اراک نخستين پيشنهاد اين گزارش است.
در ادامه به اين موضوع که مذاکره با ايران بايد بدون پيششرط تعليق غنيسازي اورانيوم باشد اشاره ميکند. سپس توصيه ميشود که آمريکا بايد با بررسي دوباره مشوقهاي پيشنهادي به ايران ـ که ژوئن 2008 به اين کشور ارايه شد ـ گشادهدستتر برخورد کند.
اين مؤسسه امنيت بينالمللي، چهارمين گزينه را اينگونه بيان ميدارد: به عنوان بخشي از هر گفتوگو، هدف زودهنگام بايد پايبندي ايران به پروتکل الحاقي و روشن کردن مسائل باقيماندهاي باشد که در برخي اسناد نشان ميدهد، ايران تحقيقاتي درباره برنامه تسليحاتي هستهاي و ديگر ابعاد نظامي در برنامهاش داشته است.
گزارش يادشده ميافزايد: تعهد آمريکا به تلاش براي ايجاد روابط کامل ديپلماتيک، بايد به گونهاي سنجيده براي ايران مشخص شود که در اين راه، نخستين گام وزارت امور خارجه آمريکا، بايد فراهم آوردن امکان و تماس مستقيم ميان ديپلماتهاي آمريکا و ايران در تهران و بيرون از آن باشد.
استفاده از روسيه و چين به واسطه روابط گسترده سياسي و اقتصادي که با ايران دارند، به مثابه اهرم فشار در مواقع لازم، ششمين پيشنهادي است که اين مؤسسه ارايه ميکند، تلاش آمريكا براي ايجاد منطقه عاري از تسليحات هستهاي در خاورميانه و اينکه منطقه خاورميانه به سوي صنعت انرژي هستهاي نرود که ظرفيتهاي غنيسازي و بازفرآوري داشته باشد و احيانا پوششي غيرنظامي براي جاهطلبيهاي تسليحاتي اتمي باشد، گزينههاي هفتم و هشتم اين گزارش است.
و سرانجام، نهمين پيشنهاد اينکه بهکارگيري نيروي نظامي با هدف محو يا ايجاد تأخير چشمگير در جاهطلبيهاي هستهاي ايران تأثيري نخواهد داشت.
در پايان اين گزارش آمده است: دولت اوباما، هماکنون در موقعيت خوبي براي تلاشي موفق به منظور حل موضوع هستهاي ايران است، اما اگر ايران بر روند جاري پافشاري کند، ايالات متحده بايد تضمين نمايد که ايران منزويتر ميشود.
به اين ترتيب، به نظر ميرسد در غرب، موضوع پذيرش ايران هستهاي به عنوان دستور کار جدي مطرح شده است. هنگامي که غرب با اراده جدي ايران در دستيابي به فناوري هستهاي روبهرو شد و خود نيز از انجام کاري فراتر از تحريم عاجز ماند، بهترين راه براي گذر از بحران موجود را پذيرش ايران هستهاي با ادبيات و چهارچوبهاي عمل متفاوت، اما همراستا ميداند.
منبع